تبلیغات
آڪــادمــے ݐوݩــے هاے ڪـــانتـــرݪات - قسمت ۲ داستان Somewhere close to you :)

قسمت ۲ داستان Somewhere close to you :)

چهارشنبه 28 تیر 1396 11:24 ق.ظ

نویسنده : srω •_
ارسال شده در: داستان somewhere close to you ،
برین ادامه

برگشتم و از چیزی که دیدم جیغ کشیدم
یه گربه! تمام بدنش سفید و پشمالو بود چشمش هم گرد و سبز بود! 
من: هی تو اینجا چیکار میکنی؟ 
یکم مکث کردم 
من: هه، از یه انتظار دارم جوابمو بده! 
گربه سرشو کج کرد 
گربه: میو 
رفتم نزدیکش و خواستم بگیرمش اما رفت عقب دستمو سمتش بردم اندفعه گرفتمش
 من: قلاده که نداری! 
بهش نگاه کردم و اونم با چشمای ورقلمبیدش بهم خیره شد 
من: قصد دارم نگهت دارم! میشه برات اسم بزارم؟ 
گربه بهم خیره شد و دوباره سرشو کج کرد 
من: اسمتو میزارم کِیت! 
احساس کردم لبخند میزنه یعنی از اسمی که براش انتخاب کردم خوشش اومده 
من: توی اتاقم نگهت میدارم ولی نباید زیاد سر و صدا کنی نمیخوام مامان بابام ببیننت! 
کیت رو زمین گذاشتم و از نبردبون زیرشیرونی پایین رفتم بعد دستمو دراز کردم و کیت پرید رو دستام
 برگشتم که برم تو اتاقم که مامان و بابام رو دیدم و کیت رو پشتم قایم کردم 
ویندی: دیدیمش! 
من: چیو میگی!
 ویندی: گربه رو! 
من: کدوم گربه؟ 
کیت از پشت سرم: میو 
بئو: خودتو به اون راه نزن! 
من: باشه باشه... این گربه تو اتاق زیرشیروونی بوده قلاده نداشت منم برش داشتم! 
بئو و ویندی یه نگاه باهم رد و بدل کردن 
ویندی: اگه فکر میکنی بتونی از پس نگهداریش بر بیای میتونی نگهش داری 
من: واقعا؟! 
بئو: واقعا! 
کیت اومد جلوم به چشمام زل زد و سرشو کج کرد منم همین کارو کردم



***



یک ماه بعد 
از زبون رینبودش 
ساعت ۶:۰۰ صبح ساعت گوشیم زنگ خورد و بیدار شدم چشمامو مالیدم و دست و صورتمو شستم و لباسمو عوض کردم و موهامو بستم 
کیت هنوز توی تخت کوچیکی که براش خریده بودم خواب بود 
گوشیمو روشن کردم و تماس تصویری رو فعال کردم و به توایلایت زنگ زدم 
من: سلام خوبی 
توایلایت: آره من خوبم 
من: بچه ها چی؟ 
توایلایت: اونا هم خوبن 
من: اوضاع تو کانترلات های خوبه؟ دوباره سر و کله موجود جادویی دیگه ای پیدا نشده؟ 
توایلایت: نه همه چی خوبه... خونه جدیدتون چطوره؟ بزرگه؟ 
من: بدک نیست! 
توایلایت: مدرسه جدید چطوره؟ دوست پیدا کردی؟ 
من: اممم یکی، اسمش پالیه
توایلایت: چه خوب 
من: اوه اوه من باید برم تا دیرم نشده
توایلایت: باشه
گوشیو قطع کردم و بدو بدو از پله ها پایین رفتم و سوییچ ماشین رو از روی میز برداشتم و کولم رو دوشم انداختم و از ویندی و بئو خداحافظی کردم که داشتن صبحانه میخوردن
ویندی: صبحونه نمیخوری؟
من: نه ممنون
از خونه بیرون رفتم و سوار ماشین شدم و ده دقیقه بعد رسیدم دانشگاه و از ماشین پیاده شدم
وقتی داخل حیاط دانشگاه شدم پالی رو کنار سکو دیدم که برام دست تکون و منم دوییدم سمتش
پالی: سلام
من: سلام چطور مطوری؟ 
پالی: خوبم امم راستی تو چند صفحه تحقیق کردی
من: تحقیق؟!
پالی: آره دقگه مگه امروز فرصت آخر نبود
من: ای وای من
پالی: نگو تحقیق رو انجام ندادی! 
من: انجام دادم اونم شیش صفحه ولی تو خونه جا گذاشتم
پالی: حالا میخوای چیکار کنی؟
من: میرم میارمش، معلم ها بیست دقیقه دیگه میرسن فکر کنم بتونم برم برگه هام رو وردارم
پالی: اوهوم
رفتم بیرون دانشگاه و سوار ماشینم شدم و به سمت خونه با سرعت زیاد روندم و بعد پنج دقیقه رسیدم و تند تند زنگ درو زدم و ویندی درو باز کرد
ویندی: چرا برگشتی؟
من: چند تا برگه جا گذاشتم 
وقتی خواستم از پله ها بالا برم کیت اومد جلو پام
من: نه کیت الان نمیتونم باهات بازی کنم
ولی کیت دوباره پیچید دور پام
من: بئو رفت سر کار؟
بیشتر مواقع مامان و بابام رو به اسم صدا میزدم و خودشون با این موضوع مشکل نداشتن
ویندی: نه امروز نرفت الان تو اتاق مطالعشه
کیت رو با پا کنار زدم و از پله ها بالا رفتم و وارد اتاق شدم و از رو میزم برگه ها رو برداشتم و از اتاق بیرون رفتم از پله دوتا دوتا پایین رفتم بهتره بگم میپریدم و از خونه خارج شدم و سوار ماشین شدم که دیدم کیت رو صندلی کنار راننده روی کیفم نشسته و در طرف اونو باز کردم
من: برو بیرون کیت تو نمیتونی باهام بیای
بهم نگاه کرد و سرشو کج کرد
کیت: میو
من: آه باشه ولی تا کلاسام تموم شه باید تو ماشین منتظرم بمونی
و در ماشین رو بستم و با سرعت به سمت دانشگاه روندم
من: ای وای دیرم شد تا پنج دقیقه دیگه باید برسم
پنجره سمت کیت باز بود و کیت داشت بیرون نگاه  میکرد داشتم روبروم رو نگاه میکردم که دیدم کت از پنجره ماشین آویزون شده و منم دستمو از فرمون جدا کردم تا کیت رو بگیرم که دیدم از پنجره ماشین پرید بیرون نگاهم رو به روبروم برگردونم و دیدم با یه ماشین قدیمی فاصله نچندانی ندارم و وقت نداشتم بپیچم طرف دیگه به خاطر همین زدم رو ترمز ولی ماشین نایستاد
من: نه نه نه نه ترمز بریده
و تمام زندگیم از جلوی چشمام رد شد




قسمت ۳ به بعد قشنگ تره پس برای این قسمت ۵ نظر کافیه:)
لطفا نظر بدید:(



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 30 تیر 1396 06:24 ب.ظ